دلنوشته...

سال تحصیلی جدید آغاز شد و دلم تپید...
سال تحصیلی 94-93 با همه ی خاطراتش گذشت... انگار همین دیروز بود که ....
در سالی که گذشت با دانش آموزانم و وبلاگ کلاسمون پابه پای هم گذروندیم و تقریبا تا پاپان سال هم وبلاگ فعال بود ولی اواخر سال بلاگفا به همین ریخت و ما هم وبلاگ نداشتیم . اوایل تابستان بود که دوباره بلاگفا برگشت ولی متاسفانه مطالب وبلاگ برنگشت و من مطالب دوسال رو از دست دادم. اما ناامید نشدم و دوباره اندک مطالبی گذاشتم .
تابستان هم گذشت و برای من تابستان پایان خوشی داشت .... چون مصادف شد با به دنیا آمدن یک فرشته ی کوچک .... فرشته ای که 9ماه در انتظارش بودم و پا به پای من به کلاس درس آمده بود و در تابستان به طور علنی اعلام حضور کرد و قلب و زندگی ام را روشن کرد.
و الان من و این فرشته ی کوچک در استراحت به سر می بریم و اینگونه شد که .....
سال تحصیلی آغاز شد و دلم تپید
دلم تپید برای همه ی دانش آموزانم .... برای کلاس درسم ..... برای هیاهوهای زنگ تفریح....
.
.
.
سال تحصیلی جدید مبارک....
درسته که امسال در کلاس درس نیستم ولی با مطالب جدید و روش تدریس های مختلف در خدمتتون هستم تا از کلاس درس دور نمانم و این درخانه ماندن با لذت بیشتری در کنار فرشته کوچولو سپری بشه.
سال برهمگی خوش
برای من بالاترین وزیبا ترین خوشبختی،وارد شدن به کلاس... و آغاز کردن درس با حال و هوای اسرار آمیز شخصی است که انگار قرار است معجزه ای را رو کند.